ترس
بازهم پرنس عزیز به من لطف کرد و به بازی جدیدی منو دعوت کرد ( نمیدونم کی این بازی ها را راه انداخت ولی هر چی هست خیلی جالبه)
من بیشتر ازهمه چیز از حجم زیاد آب وحشت دارم. با اینکه شنا بلدم وقتی میرم استخر به قسمت عمیق که نگاه می کنم وحشت می کنم.![]()
ترس دیگه و دایمی من از دست دادن اطرافیانمه ، تلفن بی موقع و صدای زنگ در بی موقع بدجوری منو میترسونه![]()
قبل از اینکه مبتلا به ام اس بشم از بیماری می ترسیدم . الان نمیگم نمی ترسم ولی خیلی کمتر از آدمهای سالم می ترسم ![]()
ترس آخرم هم ترس از تاریکیه .![]()
منم هم خانم نویسنده ، میراکل ، پونه ، زهرا و سیر عزیز را به ادامه این بازی دعوت می کنم.![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 23:35 توسط ماندانا
|