پایان مرخصی

یک هفته مسافرت و مرخصی من دیشب تمام شد . مسافرت بسیار خوب واز همه نظر عالی بود.

ولی من همه اش ناراحت بودم که چرا  ما ایرانی ها برای تفریح باید ازمملکت خارج بشیم و پولهای نازنین را بدیم به ترک ها؟ 

مرخصی

میخواهم یک هفته برم مرخصی ........................

 

ضرب المثل ها ....................

نمیدونم به این ضرب المثل اعتقاد دارید یا نه

                                عدو سبب خیر شود اگر خدا خواهد

 حکایت این همکار دوست نمای من ، حکایت همین عدو است (عدو = دشمن)

مدیر مدرسه از کار این خانم خیلی بدش اومد و حسابی با اداره درگیر شد و خلاصه کلام روسیاهی به ذغال موند.و نه تنها نتوانست زیر آب منو بزنه بلکه کار خودش بدجوری گره خورد.

 

بی عنوان

همکاری دارم که با هم دوست هم هستیم.

۳-۲ هفته پیش به من تلفن کرد و من بهش راجع به کار سال آینده و جابجایی ام گفتم.

دیروز فهمیدم رفته اداره و زیر آب منو زده و خودشو جای من معرفی کرده بدون اینکه صداش دربیاد .

نمیدونم چی بگم فقط خیلی دلم گرفته

 

زندگی

اندیشه های طلایی ، امکانات نقره ای و نتایج برنزی ، ولی هیچ رکوردی در هیچ جایی برای من ثبت نشد و در هیچ جایی نامی از من برده نشد .

اول فکر کردم که آدم ها درست قضاوت نمی کنند ولی وقتی به پایان خط رسیدم فهمیدم که داوری آنها درست بوده . خواستم تلاش بیشتری کنم شاید نفر اول ویا دوم شوم ولی گفتند که مسابقه زندگی فقط یک بار برگزار می شود و تو فرصت را از دست داده ای .حالا ایستاده ام ومسابقه دیگران را تماشا می کنم.

                              

           

                                                          نوشته : فاطمه پرستو

مسافرت

چند روزی شمال  بودم .هوا هم به نسبت مرداد  و به لطف کولر گازی خوب بود.

فقط جاده چالوس به طرز عجیبی ترافیک داشت و تقریبا راه ۴ ساعته را حدود ۱۲ ساعت رفتیم .

پیوست : دوستان عزیز مقیم پرشین بلاگ متاسفانه نمیشه براتون کامنت گذاشت من به همه سر میزنم