تبليغاتX
ام اس خاموش

ام اس خاموش

روزهای سخت و بدی را گذروندم و روزهای تاری هم میگذرونم.

ام اس من نه تنها بیدار شد بلکه وحشی هم شد.دگزا ها را که زدم درد چشمم خوب شد ولی چشمم کمی تاری دید گرفت دکتر گفت ۳تا کورتون بزن و اگر دلت میخواهد توی خانه یزن منم سه تا کورتونو زدم و رفتم دکتر گفت خوبه فقط یک ام آر آی جدید بگبر .

من هم خوشحال برگشتم خانه و پیش خودم گفتم قبل از ام آرآی برم مشهد . با هزار بدبختی بلیط هواپیما گرفتیم و قرار شد آخر همون هفته بریم مشهد.

ولی هر ساعت از ساعت قبل بدتر شدم به دکترم گفتم گفت سریع ام آر آی بگیر وبیا .

با هزار بدبختی برای ساعت ۴.۳۰دقیقه صبح وقت گرفتیم و من به کل بینایی چشم راستمو از دست داده بودم.

فردا رفتیم دکتر و به جای مشهد ۷ دوز کورتون دیگه زدم .در اثر کورتونها بدنم عفونت کرد و شروع کردم آنتی بیوتیک با دوز بالا خوردن .

الان هم بینایی چشمم برنگشته ودکتر میگه باید صبر کنی و برای پیشگیری باید آونکس بزنم البته گفت اگر دوست داری بزن چون توی  ام ار ای هنوز هموان دو تا پلاک کوچک و غیر فعال( اگه فعال بود چه میکرد)بودندو پلاک ها تغییری نکرده بودند و دکترم میگفت شاید با دکترهای دیگه مشورت کنی دارو بهت ندن ولی من تزریق دارو را شروع کردم.

 از نظر روحی حسابی داغونم و اقرار میکنم که حسابی خودمو باختم.

+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت11:55توسط ماندانا | |

بعد از سه سال ام اس خاموشم داره بیدار میشه البته هنوز بطور کامل بیدار نشده .پلاک هایم دارند کشو قوسی به خودشون میدهند و خمیازه ای میکشند.فعلا باید آمپول دگزا بزنم تا ببینم این پلاک ها میخوابند یا بیدار میشند.

دفعه قبل چشم چپم بود و حالا چشم راستم و واقعا برام درد آوره که بینایی این چشمم هم مثل اون یکی بشه

دیشب رفتم دکتر و دکترم خیلی دعوایم کرد و  بهم گفت تو باید سه ماه یکبار ویزیت بشی و گفت بهت گفتم نباید خسته بشی ولی معلومه که مدتیه خیلی حرص خوردی و.....................

به 5-4 ماه گذشته که فکر کردم دیدم دکتر راست میگفت. حجم کار زیاد هم خانه و هم بیرون ، تدریس خصوصی و بعد هم بردن پسرم توی این گرما به انواع کلاس های تابستانی و تنش های زیادی که با همسرم توی این مدت داشتم و اخر از همه جمعه مهمونی تولد پسرم بود که که واقعا خسته شدم و.........

حالا باید یک هفته استراحت کنم تا تکلیفم مشخص بشه.

+نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت12:34توسط ماندانا | |

همچنان روزها میگذره

همراه با گرما

همراه با قطع شدن برق در دو نوبت

و .......................

+نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت10:50توسط ماندانا | |