تبليغاتX
ام اس خاموش

ام اس خاموش

امان از این گرما.

چندین روزه از ترس گرما خونه نشین شدم و یک عالمه هم کار اداری دارم .

دنبال عوض کردن مدرسه سال بعدم هستم که این کار  احتیاج داره حداقل یک ده  دوازده روزی بست بشینم دم دفتر مسئول نیروها که البته قولهایی بهم داده . با مدیر مدرسه هم صحبت کردم و اونهم موافقت کرده و فقط مونده کارهای اداری .

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت9:39توسط ماندانا | |

 چند وقتیه که توی دنیای وبلاگی غیبت داشتم .

یک مسافرت غیر منتظره رفتم . که دسترسی به اینترنت نداشتم .

واقعا دلم برای این دنیای مجازی تنگ شده بود

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت13:56توسط ماندانا | |

این روزها تقریبا هر روز عصر بارون میاد و تا شب ادامه داره

                               چقدر صدای بارونو دوست دارم

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت9:54توسط ماندانا | |

چند روز پیش رفتم آرایشگاه برای کوتاه کردن موهایم .

وقتی قیمت ر ا گفت ۱۵هزار تومان داشتم شاخ در می آوردم پیش خودم فکر کردم :دکتر لطفی که متخصص مغز و اعصابه و نفر اول دکترهای ایرانه و  اینهمه درس خوانده و تازه باز هم علمش به روزه و دایم در حال مطالعه است برای ویزیتش انقدر پول نمی گیره

حالا بگید ایران مملکت بدیه و نمیشه پول درآورد .

 

+نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت12:9توسط ماندانا | |

خوب بالاخره این سال تحصیلی با همه بدی ها و خوبی هایش تموم شد.

بهم پیشنهاد یک کار خوب توی اداره منطقه ای که کار می کنم شده که خوب به دلیل ام اس عزیز نمیتونم قبول کنم چون کار هر روز نباید بکنم البته بهتره که نکنم .

باید واقعیت ها را قبول کرد ........................................

+نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت0:1توسط ماندانا | |